X
تبلیغات
رایتل

تنفس

به نام آنکه فکرت آموخت

سلام دوستان


سلام دوستان عزیز


طهورا جان ، آنقدر گفتی و گفتی که من کم آوردم در مقابلت ...  گفتم به روی چشم ، سرم خلوت تر شد ، گفتی : من برادرزاده سر خلوت نمیخواهم  !

می نویسم برای همه ی عزیزانی که در طول این مدت مدید مرا مورد بذل محبت و مهربانی هایشان قرار دادند .

خانم سعادت یار عزیز، طهورای خوبم ، سهبای مهربان، سعیده نازنینم ، سرخ تر خوبیها و صبرای صبور و دیگر عزیزان...

می نوسیم محض اطاعت از امرتان  چون گفتنی ندارم همه ی خوبیها ازآن افراد بزرگواری است که گاهی توفیقی حاصل می شود که با زندگی اشان آشنا شوم !

اما در این یک سال و یازده ماه چه گذشت !

بهترین اتفاق سفر مقدس حج بود که در سال  نود و یک مشرف شدم. دعاگوی همه اتان بودم خصوصا در عرفات ، صحرای عشق و عرفان ...آنقدر سفر حج شیرین است که حلاوت شیرینی آن همیشه با تکرار واژه حج برای انسان تکرار میشود .خداوند قسمت کند به همه دوستاران زیارت خانه اش.

من اولین سفرم به مکه بود شاید برای انجام تکلیف رفتم چون نمی دانستم اینهایی که می روند چگونه اینقدر علاقه مند میشوند به دوباره رفتن !

وقتی مونیتور هواپیما با علامت قرمز رنگ سرزمین مدینه را نشان می دهد ، غربت تمام وجودت را می گیرد که من چه لیاقت داشتم که زیارت کنم کوچه های بنی هاشم را و اشک مجالت نمی دهد .

ودر کنار خانه کعبه دوباره از غربت درآمده و احساس امنیت می کنی ، تکیه می دهی به رکن یمانی ،زادگاه  ولی خدا (ع) و آرام می گیری از تنهاییهایت .

.....َ

یکسال و یازده ماه امتحان های فراوان ، تجربیاتت را زیاد میکند ، وقتی مرور می کنی گذشته را گاهی اوقات فکر میکنی  چقدر زندگی کرده ای .....

برای همه دوستان آرزوی سلامتی و سعادت دارم در پناه حق.


+ نوشته شده در شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 12:57 ب.ظ توسط تنفس | 17 نظر